بریدم
چرا تموم نمیشه این زندگی حرف من عاشقی نبود درد من از زندگیو حرفایی بود که مثل مته میزد به مخ ادم
تنهایی یه طرف
حرفا و بدبختیا یه طرف کاری میکنن ارزو مرگشونو بکنی
نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:43 توسط shakila
تاحالاشده یه ادمایی تو زندگیت باشن دقیقا از نزدیکترین ادمهای زندگیت میگما
تاحالاشده درکت نکنن
همش بگی ساکت اما نفهمن
مثلا خوده من همش میخوای پیشرفت کنی یه کتاب بخونی اما نمیزارن
حتما میگی برو تو اتاق درس بخون خب من اتاق ندارم یه اتاق بیشتر نداریم خب میگی شب درس بخونم خب شب هم درس بخونم بازم فرداش میخوام استراحت کنم یا نه خب خوانواده گرامی تاساعت2 شب بیدارن بعدشم من در روز بخوام بخوابم اینا همش سرو صدا میکنن چجور درس خوند
چه بدبختی گیر من افتادههههههههه
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 17:6 توسط shakila
برچسب: تاحالاشده, نویسنده: بردیا کریمیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:33
برچسب: قرارنبود, نویسنده: بردیا کریمیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:33