خرید بک لینک
خدایا به قران خستم

بریدم

چرا تموم نمیشه این زندگی حرف من عاشقی نبود درد من از زندگیو حرفایی بود که مثل مته میزد به مخ ادم

تنهایی یه طرف

حرفا و بدبختیا یه طرف کاری میکنن ارزو مرگشونو بکنی

نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:43 توسط shakila

برچسب: خستم,قران, نویسنده: بردیا کریمیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:33

تاحالاشده یه ادمایی تو زندگیت باشن دقیقا از نزدیکترین ادمهای زندگیت میگما تاحالاشده درکت نکنن همش بگی ساکت اما نفهمن مثلا خوده من همش میخوای پیشرفت کنی یه کتاب بخونی اما نمیزارن حتما میگی برو تو اتاق درس بخون خب من اتاق ندارم یه اتاق بیشتر نداریم خب میگی شب درس بخونم خب شب هم درس بخونم بازم فرداش میخوام استراحت کنم یا نه خب خوانواده گرامی تاساعت2 شب بیدارن بعدشم من در روز بخوام بخوابم اینا همش سرو صدا میکنن چجور درس خوند چه بدبختی گیر من افتادههههههههه نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 17:6 توسط shakila

برچسب: تاحالاشده, نویسنده: بردیا کریمیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:33

قرارنبود تا کی به عشقه دیدنت دوباره ازتو کوچه ها خسته بشم بمیرمتا کی باید دنباله تو بگردماز کی باید سراغتو بگیرماز کی باید سراغتو بگیرمقرار نبود چشمای من خیس بشهقرار نبود هر چی قرار نیست بشهقرار نبود دیدنت ارزوم شهقرار نبود که اینجوری تموم شهیادت میاد ثانیه های آخرگفتی میرم اما میام به زودیچشمامو بستم نبینی اشکموچشمامو وا کردمو رفته بودیچشمامو وا کردمو رفته بودیقرار نبود منتظرت بمونمقرار نبود بری و برنگردیاز اولش کناره من نبودیآخرشم کاره خودت رو کردیقرار نبود چشمای من خیس بشهقرار نبود هر چی قرار نیست بشهقرار نبود دیدنت ارزوم شهقرار نبود که اینجوری تموم شه علیرضاطالیسچی نوشته شده در یکشنبه

برچسب: قرارنبود, نویسنده: بردیا کریمیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:33

صفحه بندی